سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
ابوتراب


تاریخ : سه شنبه 19/7/90

 


امام صادق علیه السلام در مسجد غدیر
حسان جمال می گوید: همراه امام صادق علیه السلام از مدینه به مکه مسافرت کردم. در نزدیکى میقات جحفه، چون به «مسجد غدیر» رسیدیم امام - علیه السلام - به جانب چپ مسجد نگریست و فرمود: این مکانى است که پیامبر خدا(ص)، در روزغدیر، على را جانشین خود معرفى کرد و فرمود: من کنت مولاه فعلى، مولاه. آنگاه امام علیه السلام به جانب دیگر نگاه کرد، جایگاه خیمه هاى دیگران را نشان داد و فرمود: سالم غلام ابوخذیفه و ابوعبیده جراح نیزدرآنجا بود؛ گروهى از مردم چون على علیه السلام را بر روى دست پیامبر دیدند با حسادت به وى نگریستند و به یکدیگر می گفتند: به دو چشم او [پیامبر] نگاه کنید، چگونه همانند دیوانه به اطراف خویش می نگرد و قرار ندارد. دراین هنگام جبرئیل نازل شد (1)و این آیات را بر پیامبر خدا(ص) قرائت کرد:

«
و ان یکادالذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین ». (2
)

آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند؛ آنها می گفتند: او واقعا دیوانه است، در حالى که قرآن جز بیدارى و آگاهى براى جهانیان نیست. (3)


 


(1)- فاصله مسجد غدیر با میقات جحفه سه میل (تقریبا 5760 متر) می باشد. (معجم معالم الحجاز، ج 2، ص 124).

(2)-
قلم، 52 - 51.

(3)-
فروع کافى، ج 4، ص 566/ نورالثقلین، ج 5، ص 399. روایات دیگرى نیز در شان این آیه وارد شده است که همین مضمون را نشان می دهد.




ارسال توسط احیاگران عید بزرگ غدیر دولت آباد*قنبر حیدری*
تاریخ : دوشنبه 21/6/90

مرحوم مجلسى در باب صفات الشّیعه مرقوم داشته که حضرت ابى محمد الحسن العسکرى علیه السّلام فرماید: «در وقتى که مأمون ولایت عهدى را به حضرت رضا سپرد دربان بر آن حضرت داخل شده و عرض کرد که: جماعتى درِ خانه ایستاده و از شما اذن دخول مى‏طلبد و مى‏گویند: ما شیعه على هستیم. حضرت فرمودند: من مشغولم آنها را از دخول منصرف نما، آنها را منصرف کرد. فرداى آنروز آمدند و عین کلمات دیروز را بیان کردند، باز آنها را منصرف نموده اجازه دخول نداد، و همین طور مى‏آمدند و حضرت اجازه ورود نمى‏فرمود تا آنکه دو ماه طول کشید و سپس از ملاقات با حضرت مأیوس شدند و به دربان گفتند: به مولاى خود بگو: ما شیعیان پدر تو علىّ بن أبى طالب هستیم و دشمنان، ما را در این مدّت دراز که ما را راه ندادى شماتت کردند، و ما آماده‏ایم که برگردیم لکن دیگر در شهر خود نمى‏توانیم زندگى کنیم از شدت خجلت و شرمندگى و شکستگى‏اى که به ما وارد شده است، چون تحمّل و صبر بر شماتت دشمنان و زخم زبان آنها را نداریم. حضرت به حاجب فرمود: اجازه بده وارد شوند، آنها داخل شده و سلام کردند، حضرت پاسخ نفرمود و اذن نشستن نداد، و به حال وقوف متوقّف بودند. عرض کردند: اى فرزند رسول خدا این جفاى بزرگ استخفاف چیست که بر ما روا مى‏دارى؟ بعد از آنکه در این مدّت طولانى ما را از لقاى خود محروم نمودى دیگر براى ما چه آبروئى خواهد بود؟ حضرت فرمود: بخوانید این آیه را که: وَ ما اصابَکُمْ مِنْ مُصیبَة فَبما کَسَبَتْ ایْدیکُمْ وَ یَعْفُو عَنْ کَثیرٍ  «آنچه از مصائب به شما رسیده از ناحیه خود شما بوده و خداوند از بسیارى از آنها چشم‏پوشى کرده است». سوره شورى‏ 42- آیه 30
من در این امر اقتدا به پروردگار خود عزّ و جّل نموده‏ام، و به رسول خدا، و به امیر المؤمنین و امامان بعد از آن حضرت، بنابر این شما را مورد عتاب خود قرار دادم. عرض کردند: به چه علّت اى فرزند رسول خدا؟ حضرت فرمود: چون شما ادّعا کردید که ما شیعیان امیر المؤمنین علىّ بن أبى طالب علیه السّلام هستیم، واى بر شما، شیعه امیر المؤمنین حسن است و حسین و ابو ذر و سلمان و مقداد و عمّار و محمّد بن ابى بکر، آن کسانى که ابداً در موردى از موارد مخالفت امر آن حضرت را نکردند و هیچ کارى که موجب ملالت آن حضرت بوده و نهى فرموده بود به جاى نیاوردند، و شما مى‏گوئید: ما شیعه هستیم، و در اکثر از کردار خود مخالفت مى‏کنید، در بسیارى از واجبات کوتاهى مى‏نمائید، در اداى قسمت مهمّى از حقوق برادران دینى خود که اخوان فى الله هستند کوتاهى مى‏کنید، و جائى که نباید تقیه کنید تقیّه مى‏کنید، و جائى که باید تقیّه کنید تقیّه را ترک مى‏نمائید. اگر مى‏گفتید: ما از موالیان و دوستان امیر المؤمنین هستیم و از دوستان دوستان آن حضرت و از دشمنان دشمنان آن حضرت، من گفتار شما را ردّ نمى‏کردم و شما را به حضور خود مى‏پذیرفتم، و لکن ادّعاى مقام و منزلت عظیمى نمودید که اگر هر آینه افعال شما با این گفتارتان تطبیق نکند هلاک خواهید شد مگر آنکه خداى رحیم با رحمت خود شما را عفو کند و از این گناه بگذرد.
عرض کردند: یا بن رسول الله، به سوى خدا استغفار مى‏کنیم و از این ادّعاى مهم توبه مى‏نمائیم بلکه فقط مى‏گوئیم همچنانکه مولاى ما حضرت رضا به ما تعلیم نموده است: ما از دوستان شما و دوستان اولیاى شما، و از دشمنان دشمنان شما هستیم. حضرت فرمود مَرْحَباً بِکُمْ یا اخْوانى وَ اهْلَ وُدّى، ارْتَفِعُوا، ارْتَفِعْوا، ارْتَفِعُوا، فَما زالَ یَرْفَعُهُمْ حَتّى الْصَقَهُمْ بِنَفْسِهِ. «آفرین بر شما، خوش آمدید اى برادران من، اى اهل محبّت و دوستى من، برخیزید بیائید، بیائید، بیائید، و همین طور حضرت آنها را به سوى خود کشید تا آنکه آنها را پهلوى خود بدون فاصله نشانید، و سپس به حاجب فرمود: چند مرتبه آنها را از آمدن و داخل شدن بازداشتى؟ عرض کرد: شصت مرتبه، فرمود: حال شصت مرتبه متوالى و پى در پى به سوى آنها رفت و آمد کن و در هر مرتبه به آنها سلام کن و سلام مرا نیز برسان، بدرستى که آنها به واسطه توجه و استغفارى که نمودند تمام گناهان خود را درباره این ادّعاى بزرگ محو و نابود کردند، و مستحقّ مراتب کرامت شدند چون از محبّین و موالیان ما هستند، اینک از حال آنها و حال عیالات آنها پرسان شو، و آنچه سزاوار است از نفقات و هدایا و تُحَف و صِلِه به آنان اعطاء کن، و در رفع گرفتارى‏هاى آنان بکوش» پایان کلام امام رضا


مرحوم علامه طهرانی، امام شناسى، ج‏3، ص: 97

 




ارسال توسط احیاگران عید بزرگ غدیر دولت آباد*قنبر حیدری*
تاریخ : یکشنبه 13/6/90

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته‏اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاقها و التهابها مى‏افزاید و طبق اصل «الْانْسانُ حَریصٌ عَلى‏ ما مُنِعَ مِنْهُ» حرص و ولع نسبت به اعمال جنسى را در زن و مرد بیشتر مى‏کند. به علاوه، سرکوب کردن غرایز موجب انواع اختلالهاى روانى و بیماریهاى روحى مى‏گردد.
در روانشناسى جدید و مخصوصاً در مکتب روانکاوى فروید روى محرومیتها و ناکامیها بسیار تکیه شده است. فروید مى‏گوید ناکامیها معلول قیود اجتماعى است، و پیشنهاد مى‏کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامى و عوارض ناشى از آن پیش نیاید.
برتراند راسل در صفحه 69 و 70 (ترجمه فارسى) کتاب جهانى که من مى‏شناسم مى‏گوید:
«اثر معمولى تحریم، عبارت از تحریک حس کنجکاوى عمومى است. و این تأثیر، هم در مورد ادبیات مستهجن و هم در موارد دیگر مصداق پیدا مى‏کند ... اکنون براى اثر تحریم مثالى مى‏زنم: فیلسوف یونانى «امپدکل» جویدن برگهاى شجرة الغار را خیلى شرم‏آور و زشت مى‏پنداشت. او همیشه جزع و فزع مى‏کرد از اینکه باید ده‏
هزار سال به علت جویدن برگ درخت غار در ظلمات خارجى (دوزخ) به سر برد.
هیچ وقت مرا از جویدن برگ غار نهى نکرده‏اند و من هم تاکنون برگ چنین درختى را نجویده‏ام ولى به «امپد کل» تلقین شده بود که نباید این کار را بکند و او هم برگ درخت غار را جوید.».
سپس در جواب این سؤال که «آیا شما عقیده دارید انتشار موضوعهاى منافى عفّت علاقه مردم را به آنها زیاد نمى‏کند؟» جواب مى‏دهد:
«علاقه مردم نسبت بدانها نقصان مى‏یابد. فرض کنید چاپ و انتشار کارت پستال‏هاى منافى عفت مجاز و آزاد گردد. اگر چنین چیزى بشود این اوراق براى مدت یک سال یا دو سال مورد استقبال واقع شده سپس مردم از آن خسته مى‏شوند و دیگر کسى حتى به آنها نگاه هم نخواهد کرد.».
پاسخ این ایراد این است که درست است که ناکامى، بالخصوص ناکامى جنسى، عوارض وخیم و ناگوارى دارد و مبارزه با اقتضاى غرایز در حدودى که مورد نیاز طبیعت است غلط است، ولى برداشتن قیود اجتماعى مشکل را حل نمى‏کند بلکه بر آن مى‏افزاید.
در مورد غریزه جنسى و برخى غرایز دیگر برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعى را مى‏میراند ولى طبیعت را هرزه و بى‏بند و بار مى‏کند. در این مورد هرچه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش مى‏یابد.
اینکه راسل مى‏گوید: «اگر پخش عکسهاى منافى عفت مجاز بشود پس از مدتى مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند کرد» درباره یک عکس بالخصوص و یک نوع بى‏عفتى بالخصوص صادق است، ولى در مورد مطلق بى‏عفتى‏ها صادق نیست یعنى از یک نوع خاص بى‏عفتى خستگى پیدا مى‏شود ولى نه بدین معنى که تمایل به عفاف جانشین آن شود بلکه بدین معنى که آتش و عطش روحى زبانه مى‏کشد و نوعى دیگر را تقاضا مى‏کند؛ و این تقاضاها هرگز تمام شدنى نیست.
خود راسل در کتاب زناشویى و اخلاق اعتراف مى‏کند که عطش روحى در مسائل جنسى غیر از حرارت جسمى است. آنچه با ارضاء تسکین مى‏یابد حرارت جسمى‏
است نه عطش روحى.
بدین نکته باید توجه کرد که آزادى در مسائل جنسى سبب شعله‏ور شدن شهوات به صورت حرص و آز مى‏گردد، از نوع حرص و آزهایى که در صاحبان حرمسراهاى رومى و ایرانى و عرب سراغ داریم. ولى ممنوعیت و حریم، نیروى عشق و تغزّل و تخیّل را به صورت یک احساس عالى و رقیق و لطیف و انسانى تحریک مى‏کند و رشد مى‏دهد و تنها در این هنگام است که مبدأ و منشأ خلق هنرها و ابداعها و فلسفه‏ها مى‏گردد.

مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏19، ص: 455 تا 457





ارسال توسط احیاگران عید بزرگ غدیر دولت آباد*قنبر حیدری*
تاریخ : پنج شنبه 3/6/90

سلام دوستان


حکم منکر روزه و نیت ماه مبارک رمضان از زبان حاج آقا مجتهدی تهرانی را به صورت فایل صوتی براتون آماده کردم 


                                                        دانلود فایل




ارسال توسط احیاگران عید بزرگ غدیر دولت آباد*قنبر حیدری*